تبليغاتX
تصوف - فرقه خاكساريه
نقد و بررسی عرفان باطل(تصوف)

صوفياني هستند كه با شكل و شمايل درويشي در كوچه بازار و خيابان كشكول بدست و تبرزين به دوش و كلاه نمدي كه تاجش مي خوانند ، به امر رئيس فرقه بر سر گذشاته و پرسه مي زنند                   خاكسار و اهل حق ص 81

آغازي براي پيدايش زماني اين سلسله بطور يقيني و قطعي موجود نيست اما پيوستگي و قرابت آن با مسلك اهل حق گوياي ارتباط اين دو با يكديگر است اين شباهت عده اي را به اين تفكر سوق داده كه خاكسار گروهي از اهل حق هستن برخي آن را ادامه قلنديهمي دانند وبرخي ديگر معتقدند پدر شاه عباس صفوي آنرا تاسيس نموده

خاكساري ها چهارگروه هستند به نامهاي :

خاكسار جلالي – دوده معصوم علشاهي – دوده نورائي – دوده عجم

خاكساري هاي جلالي از ن ام نشان و فعاليت بيشتري برخورداردند  ومنسوب به غلامعليشاه جلالي مي باشند .

مراتب سلوك در نزد خاكسار شش مرحله است كه عبارتند از :

لسان – پياله – كسوت – گل سپردن – جوزسپردن – لنگ ارشاد و عشق الله .

از نكات قابل ذكر در مورد خاكسار توجه آنان به شاه نامه فردوسي بعنوان يك كتاب عرفاني است كه بيشتر در دوده عجم نمود ظاهري دارد و در قالب پرده خاني ونقالي آشكار مي شود .

از مهمترين اعتقادات قابل ذكر در مورد خاكسار اعتقاد آنان به حلول و تناسخ مي باشد .

حلول از نظر اينان وارد شدن خداوند در زمانها و جامعه هاي مختلف به كالبد اشخاص است و هفت دون براي آن ذكر كرده اند . تناسخ عبارتست از اينكه هر انساني پس از مرگ روحش در انسان ديگري وارد شده تا جزاي اعملا پس از مرگ خود راببيند اين عمل هزار بار ادامه دارد تا اينكه درمرتبه هزار و يكم به حق مي پيوندد .

شباهت اين فرقه با اهل حقزياد است و در نهايت براي سر سپاري بايد پيش سيد اهل حق بروند .

مشهور ترين چهره اين فرقه :

حاج علي يزدي مشهور به بهار عليشاه متول 1260 قمري و متوفاي 1355 قمري است به اين ترتيب كه بعد از ايشان مطهر علي شاه مدعي قطبيت شد بعد فردي بنام مير طاهر و بعد از مير فردي بنام مير صباح كه مصباحي هم مي گويند كه كارمند وزارت دارايي بود و از نيروهاي صادق عنقا .

وي در برابر مير طاهر ايستاد و بعد خودش را تثبيت كرد .

در زمان مير صباح سيد محمد مداحي مداعي قطبيت شد ولي سرشناس ترين چهره كه در مقابل ميرمصباح ايستاد شخصي بود به نام سيد مرتضي ذاكري با قلب مير منور كه در سال 1373 شمسي بر اثر سرطان فوت كرد .مير منور درسماع زير دست بود و رقص هاي سنگيني مي كرد و زنش هم اكنون مجالس او را ادامه مي داد و مدعي است كه مير منور وصيت كرده مجالس بر پا باشد .

سلاسل خاكسار :

اينها سلسله خود را با (عرض پوزش از ساحت امام سجاد عليه السلام ) برق علي طالب مشهور به ملنگ زنجير پا كه منظورشان امام سجاد عليه سلام است مي رسانند . و ايشان را مريد شخصي مجهول بنام سلطان اهر قدس دانسته و او را شاگرد دده رشون و او را شاگر محمود پاطيلي كه منظورشان سلمان فارسي است مي دانند .

خاكسار و اهل حق ص 41

مجالس خاكسار آلوده به استفاده از بنگ وحشيش است و حتي در برخي از وقفنامه هاي خانقاههاي آنان اين مساله ذكر شده است فرقه هاي سني تصوف در ايران

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 22:26  توسط واحد طلاب کانون رهپویان وصال  |